تبلیغات
.:: مجله اینترنتی فری تیپ ::. - مطالب ▲ متفرقه ▼

اغلب کسانی که موهای خود را رنگ کرده اند، بعد از مدت زمان بسیار کوتاهی و قبل از این که ریشه موهای سرشان درآید، احساس می کنند که دیگر رنگ موهایشان شفاف و تازه نیست و کدر و مات شده و مانند موی مصنوعی بی روح شده است!فرقی نمی کند که موهای خود را در خانه رنگ کردید و یا توسط یک آرایشگر ماهر و کلی هم هزینه کرده اید! بعد از یک دوره زمانی، رنگ موی شما زیبایی اولیه خود را از دست می دهد و جذابیت قبل را ندارد، البته نمی گویم به مارک رنگ مو و ماهر بودن آرایشگر بستگی ندارد، اما بیشتر خودتان مقصرید که خوب از موهایتان نگهداری نکرده اید! و حالا چه کارهایی باید انجام دهید تا رنگ موی شما دوام بیشتری داشته باشد، انگار که موهایتان را تازه رنگ زده اید؟

+
-
ادامه مطلب
ما را در تلگرام دنبال کنید ...


:: مرتبط با: ▲ متفرقه ▼ ,
:: برچسب‌ها: رنگ مو , مو , رنگ موهایتان را تازه نگه دارید ,
:: لینک های مرتبط: منبع ,

امام جعفر صادق علیه‌السلام: پنج چیز است كه هر كس یكى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگى‌اش كمبود دارد و عقلش زائل می‌شود و دل مشغول است: اول، تندرستى، دوم امنیت، سوم روزى فراوان، چهارم همراهِ همرأى.
راوى پرسید: همراهِ همرأى كیست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند وهمنشین خوب.
و پنجم كه در برگیرنده همه اینهاست، رفاه و آسایش است.

متن حدیث:

 امام صادق علیه السلام : خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَـقَـدَ واحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ یَزَلْ ناقِصَ العَیْشِ زائِلَالْعَقْلِ مَشْغولَ الْقَلْبِ، فَاَوَّلُّها: صِحَّةُ البَدَنِ وَ الثّانیَةُ: اَلاَْمْنُ وَ الثّالِثَةُ: اَلسَّعَةُ فِى الرِّزْقِ، وَ الرّابِعَةُ: اَلاَْنیسُ الْمُوافِقُ (قال الراوى:) قُلْتُ: و مَا الاَْنیسُ الْمُوافِقُ؟ قال: اَلزَّوجَةُالصّالِحَةُ، وَ الوَلَدُ الصّالِحُ، وَ الْخَلیطُ الصّالِحُ وَ الخامِسَةُ: وَ هِىَ تَجْمَعُ هذِه الْخِصالَ:الدَّعَةُ؛

+
-

ما را در تلگرام دنبال کنید ...


:: مرتبط با: ▲ متفرقه ▼ ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام صادق , پنج چیزی که اگر نباشند عقل زائل و دل مشغول می‌شود ,
:: لینک های مرتبط: منبع ,

حاجت روا شدن

برای مقصود عظیم ۷ روز ۷ مرتبه سوره یس را بخواند و از روز شنبه شروع کند

تا روز جمعه ختم نماید و در وقت خواندن با کسی حرف نزند و در خلوت باشد و ثوابش را به روح امام رضا علیه السلام قربت کند البته مقصود او حاصل شود مجرب است .

 آثار دهگانه قرائت سوره یس:


پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به امیرالمؤمنین فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان که در آن ده اثر است: هر که آن را قرائت کند:

1) اگر گرسنه باشد سیرگردد؛

2) اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛

3) اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛

4) اگر عزب باشد، ازدواج کند؛

5) اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛

6) اگر مریض باشد، عافیت یابد؛

7) اگر زندانی باشد، نجات یابد؛

8) اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛

9) نزد میت خوانده نمی شود مگر اینکه خدا بر او آسان گیرد؛

10) اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا کند.

+
-

ما را در تلگرام دنبال کنید ...


:: مرتبط با: ▲ متفرقه ▼ ,
:: برچسب‌ها: ختم یاسین , حاجت روا شدن ,
:: لینک های مرتبط: منبع ,

اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا كَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ واَتْقَنَ بِحِكْمَتِهِ الصَّنائِعَ لا تَخْفى عَلَیْهِ الطَّلایِـعُ وَلا تَضیعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ جازى كُلِّ صانِعٍ وَرائِشُ كُلِّ قانعٍ وَراحِمُ كُلِّ ضارِعٍ وَمُنْزِلُ الْمَنافِعِ وَالْكِتابِ الْجامِعِ بِالنُّورِ السّاطِعِ وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ وَلِلْكُرُباتِ دافِعٌ وَلِلدَّرَجاتِ رافِعٌ،

خداى را سپاس كه براى حكمش برگرداننده‏اى،و براى بخشش بازدارنده‏اى و همانند ساخته‏اى ساخته هیچ سازنده‏اى نیست،و او سخاوتمند وسعت‏بخش است،انواع مخلوقات را پدید آورد،و ساخته‏ها را با حكمتش محكم نمود،طلیعه‏ها بر او پوشیده‏ نمى‏ماند،و ودیعه‏ها نزد او ضایع نمى‏شود پاداش‏دهنده‏ هر سازنده،و بى‏نیازكننده هر قناعت‏گر،و رحم‏كننده بر هر نالان،و فرو فرستنده سودها،و نازل‏كننده كتاب جامع‏ با نور درخشان است،او شنونده دعاها،و دوركننده بلاها،و بالابرنده درجات،

وَلِلْجَبابِرَةِ قامِعٌ فَلا اِلهَ غَیْرُهُ وَلا شَىْءَ یَعْدِلُهُ وَلَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُاللَّطیفُ الْخَبیرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَیْكَوَاَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّةِ لَكَ مُقِرّاً بِاَنَّكَ رَبّى وَ اِلَیْكَ مَرَدّى اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِكَ قَبْلَ اَنْ اَكُونَ شَیْئاً مَذْكُورا وَخَلَقْتَنى مِنَ التُّرابِ ثُمَّ اَسْكَنْتَنِى الاَْصْلابَ آمِناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنینَ،

و كوبنده گردنكشان است،پس معبودى جز او نیست،و چیزى با او برابرى نمى‏كند،و چیزى همانندش نیست،و اوست شنوا و بینا،و لطیف و آگاه،و بر هرچیز تواناست.خدایا به سوى تو رغبت مى‏نمایم،و به پروردگارى‏ تو گواهى مى‏دهم،اقراركننده‏ام كه تو پروردگار منى،و بازگشت من به سوى تو است،وجودم را با نعمتت آغاز كردى پیش‏ از انكه موجودى قابل ذكر باشم،و مرا از خاك پدید آوردى،سپس در میان صلبها جایم دادى،درحالى‏كه از حوادث زمانه و رفت‏وآمد روزگار و سالها،اَنْتَ کَهْفى حینَ تُعْیینِى الْمَذاهِبُ فى سَعَتِها وَتَضیقُ بِىَ الاَْرْضُ بِرُحْبِها وَلَوْلا رَحْمَتُکَ لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ وَاَنْتَ مُقیلُ عَثْرَتى وَلَوْلا سَتْرُکَ اِیّاىَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحینَ وَاَنْتَ مُؤَیِّدى بِالنَّصْرِ عَلى اَعْدآئى وَلَوْلا نَصْرُکَ اِیّاىَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبینَ یا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالسُّمُوِّ وَالرِّفْعَهِ فَاَوْلِیآئُهُ بِعِزِّهِ یَعْتَزُّونَ یا مَنْ جَعَلَتْ لَهُ الْمُلوُکُ نیرَ الْمَذَلَّهِ عَلى اَعْناقِهِمْ فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خائِفُونَ ،

تو پناهگاه منى زمانى كه راهها با همه وسعتشان درمانده‏ام كنند،و زمین با همه پهناورى‏اش بر من تنگ گیرد و اگر رحمت تو نبود،هر آینه من از هلاك شدگان بودم،و نادیده گیرنده لغزشم تویى،و اگر پرده‏پوشى‏ات بر من نبود،هرآینه من‏ از رسواشدگان بودم،و تویى كه مرا با پیروزى بر دشمنانم تأیید مى‏كنى،و اگر یارى تو نبود هر آینه من از شكست‏خوردگان بودم،اى كه وجودش را به بلندى و برترى اختصاص داده،در نتیجه اولیایش به عزّت او عزیز مى‏شوند،اى‏ آن‏كه پادشاهان در برابرش یوغ ذلّت بر گردنهایشان گذاشته‏اند،در نتیجه از حملاتش ترسانند،

یَعْلَمُ خائِنَهَ الاَْعْیُنِ وَما تُخْفِى الصُّدُورُ وَ غَیْبَ ما تَاْتى بِهِ الاَْزْمِنَهُ وَالدُّهُورُ یا مَنْ لا یَعْلَمُ کَیْفَ هُوَ اِلاّ هُوَی ا مَنْ لا یَعْلَمُ م ا هُوَ اِلاّ هُوَ ی ا مَنْ لا یَعْلَمُهُ اِلاّ هُوَ ی ا مَنْ کَبَسَ الاَْرْضَ عَلَى الْمآءِ وَسَدَّ الْهَوآءَ بِالسَّمآءِ یا مَنْ لَهُ اَکْرَمُ الاَْسْمآءِ یا ذَاالْمَعْرُوفِ الَّذى لا یَنْقَطِعُ اَبَداً یا مُقَیِّضَ الرَّکْبِ لِیُوسُفَ فِى الْبَلَدِ الْقَفْرِ وَمُخْرِجَهُ مِنَ الْجُبِّ وَجاعِلَهُ بَعْدَ الْعُبُودِیَّهِ مَلِکاً یا ر ادَّهُ عَلى یَعْقُوبَ بَعْدَ اَنِ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظیمٌ یا کاشِفَ الضُّرِّ وَالْبَلْوى عَنْ اَیُّوبَ وَمُمْسِکَ یَدَىْ اِبْرهیمَ

خیانت‏ چشمها را،و آنچه سینه‏ها پنهان مى‏كنند مى‏داند،و به پنهانیهایى كه زمانها و روزگاران مى‏آورد آگاهى دارد،اى آن‏كه‏ جز او نمى‏داند او چگونه است،اى آن‏كه جز او نمى‏داند او چیست،اى آن‏كه جز او او را نمى‏شناسد،اى آن‏كه زمین را بر آب انباشت،و هوا را به آسمان بست،اى آن‏كه او راست گرامى‏ترین نامها اى صاحب احسانى كه هرگز قطع نگردد،اى آماده‏كننده كاروان براى نجات یوسف در سرزمین بى‏آب و گیاه،و خارج‏كننده‏اش از چاه،و قراردهنده‏اش بر تخت پادشاهى پس از دوره بندگى‏ اى برگرداننده یوسف به نزد یعقوب،پس از انكه دو چشمش از اندوه نابینا شد،و دلش آكنده از غم بود،اى برطرف‏كننده بدحالى و گرفتارى از ایوب،اى گیرنده دستهاى ابراهیم

عَنْ ذَبْحِ ابْنِهِ بَعْدَ کِبَرِ سِنِّهِ وَفَنآءِ عُمُرِهِ یا مَنِ اسْتَجابَ لِزَکَرِیّا فَوَهَبَ لَهُ یَحْیى وَلَمْ یَدَعْهُ فَرْداً وَحیداً یا مَنْ اَخْرَجَ یُونُسَ مِنْ بَطْنِ الْحُوتِ یا مَنْ فَلَقَ الْبَحْرَ لِبَنىَّ اِسْرآئی لَ فَاَنْجاهُمْ وَجَعَلَ فِرْعَوْنَ وَجُنُودَهُ مِنَ الْمُغْرَقینَ یا مَنْ اَرْسَلَ الرِّیاحَ مُبَشِّراتٍ بَیْنَ یَدَىْ رَحْمَتِهِ یا مَنْ لَمْ یَعْجَلْ عَلى مَنْ عَصاهُ مِنْ خَلْقِهِ یا مَنِ اسْتَنْقَذَ السَّحَرَهَ مِنْ بَعْدِ طُولِ الْجُحُودِ وَقَدْ غَدَوْا فى نِعْمَتِهِیَاْکُلُونَ رِزْقَهُ،

از بریدن سر فرزندش،پس از سنّ پیرى،و به پایان آمدن عمرش‏ اى كه دعاى زكرّیا را اجابت كرد و یحیى را به او بخشید و او را یگانه و تنها وا نگذاشت،اى كه یونس را از دل ماهى‏ به در آورد،اى كه دریا را براى بنى اسراییل شكافت و آنان را نجات داد،و فرعون و لشگریانش را از غرق شدگان قرار داد اى كه بادها را مژده دهندگانى پیشاپیش باران رحمتش فرستاد،اى كه بر عذاب نافرمانان از بندگانش شتاب‏ نورزد،اى آن‏كه ساحران روزگار موسى را از ورطه هلاكت رهانید،پس از سالیان طولانى كه در انكار حق بودند،و در عین حال تنعمّ به نعمت‏ او رزقش را مى‏خوردند،

وَیَعْبُدُونَ غَیْرَهُ وَقَدْ حاَّدُّوهُ وَناَّدُّوهُ وَکَذَّبُوا رُسُلَهُ یا اَلله یا اَلله یا بَدىَُّ یا بَدیعُ لا نِدَّلَکَ یا دآئِماً لا نَفادَ لَکَ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ یا مُحْیِىَ الْمَوْتى یا مَنْ هُوَ قآئِمٌ عَلى کُلِّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ یا مَنْ قَلَّ لَهُ شُکْرى فَلَمْ یَحْرِمْنى وَعَظُمَتْ خَطیَّئَتى فَلَمْ یَفْضَحْنى وَرَ انى عَلَى الْمَعاصى فَلَمْ یَشْهَرْنى یا مَنْ حَفِظَنى فى صِغَرى یا مَنْ رَزَقَنى فى کِبَرى یا مَنْ اَیادیهِ عِنْدى لا تُحْصى وَنِعَمُهُ لا تُجازى یا مَنْ عارَضَنى بِالْخَیْرِ وَالاِْحْسانِ وَعارَضْتُهُ بِالاِْسائَهِ وَالْعِصْیانِ یا مَنْ هَدانى لِلاْ یمانِ مِنْ قَبْلِ اَنْ اَعْرِفَ شُکْرَ الاِْمْتِنانِ یا مَنْ دَعَوْتُهُ مَریضاً فَشَفانى،

و براى غیر او بندگى مى‏كردند،با او مخالفت داشتند و براى او شبیه قرار داده بودند،و پیامبرانش را تكذیب كردند،اى خدا،اى خدا، اى آغازگر،اى پدیدآور،براى تو همتایى نیست،اى جاودانگى كه پایانى برایت نمى‏باشد،اى زنده وقتى كه زنده‏ایى نبود،اى زنده‏كننده مردگان، اى مراقب بر هركس به آنچه كه انجام داده،اى كه شكرم براى او اندك است ولى محرومم نساخت،خطایم بزرگ‏ شد،پس رسوایم نكرد،و مرا بر نافرمانیها دید،ولى در بین مردم رسوایم ننمود،اى كه در خردسالى‏ حفظم نمود،و در بزرگسالى رزقم داد،اى كه عطاهایش نزد من شماره نشود،و نعمتهایش تلافى نگردد، اى كه با من به خیر و احسان روبرو شد،و من با بدى و نافرمانى با او روبرو گشتم،اى كه به ایمان هدایتم نمود،پیش از آنكه سپاس نعمتهایش را بشناسم،اى كه در بیمارى خواندمش،پس شفایم داد،

وَعُرْیاناً فَکَسانى وَجـائِعاً فَاَشْبَعَنى وَعَطْشانَ فَاَرْوانى وَذَلیلاً فَاَعَزَّنى وَجاهِلاً فَعَرَّفَنى وَوَحیداً فَکَثَّرَنى وَغائِباً فَرَدَّنى وَمُقِلاًّ فَاَغْنانى وَمُنْتَصِراً فَنَصَرَنى وَغَنِیّاً فَلَمْ یَسْلُبْنى وَاَمْسَکْتُ عَنْ جَمیعِ ذلِکَ فَابْتَدَاَنى فَلَکَ الْحَمْدُ وَالشُّکْرُ یا مَنْ اَقالَ عَثْرَتى وَنَفَّسَ کُرْبَتى وَاَجابَ دَعْوَتى وَسَتَرَ عَوْرَتى وَغَفَرَ ذُنُوبى وَبَلَّغَنى طَلِبَتى وَنَصَرَنى عَلى عَدُوّى وَاِنْ اَعُدَّ نِعَمَکَ وَمِنَنَکَ وَکَرائِمَ مِنَحِکَ لا اُحْصیها یا مَوْلاىَ ،

و در حال برهنگى‏ پوشاند مرا،و در حال گرسنگى سیرم كرد و در حال تشنگى سیرابم نمود،و در حال خوارى،عزّتم بخشید،و در حال نادانى معرفتم‏ بخشید،و در حال تنهایى افزونم نمود،و در حال غربت،بازم گرداند،و رد حال ندارى،دارایم كرد،و در یارى‏خواهى،یارى‏ام فرمود،و در ثروتمندى محرومم‏ نكرد،و از درخواست همه اینها باز ایستادم،پس او شروع به عنایت بر من نمود،حمد و سپاس توراست،اى كه لغزشم را نادیده گرفت‏ و اندوهم را زدود،و عایم را اجابت نمود،و عیبم را پوشاند،و گناهم را آمرزید،و مرا به خواسته‏ام رساند و بر دشمنم‏ پیروز گرداند،اگر نعمتها و عطاها و بخششهاى باارزشت را برشمارم هرگز نمى‏توانم به شماره آرم،اى سرور من،

اَنْتَ الَّذى مَنَنْتَ اَنْتَ الَّذى اَنْعَمْتَ اَنْتَ الَّذى اَحْسَنْتَ اَنْتَ الَّذى اَجْمَلْتَ اَنْتَ الَّذى اَفْضَلْتَ اَنْتَ الَّذى اَکْمَلْتَ اَنْتَ الَّذى رَزَقْتَ اَنْتَ الَّذى وَفَّقْتَ اَنْتَ الَّذى اَعْطَیْتَ اَنْتَ الَّذى اَغْنَیْتَ اَنْتَ الَّذى اَقْنَیْتَ اَنْتَ الَّذى اوَیْتَ اَنْتَ الَّذى کَفَیْتَ اَنْتَ الَّذى هَدَیْتَ اَنْتَ الَّذى عَصَمْتَ اَنْتَ الَّذى سَتَرْتَ اَنْتَ الَّذى غَفَرْتَ اَنْتَ الَّذى اَقَلْتَ اَنْتَ الَّذى مَکَّنْتَ اَنْتَ الَّذى اَعْزَزْتَ اَنْتَ الَّذى اَعَنْتَ اَنْتَ الَّذى عَضَدْتَ اَنْتَ الَّذى اَیَّدْتَ اَنْتَ الَّذى نَصَرْتَ اَنْتَ الَّذى شَفَیْتَ اَنْتَ الَّذى عافَیْتَ اَنْتَ الَّذى اَکْرَمْتَ ،

تویى كه عطا كردى،تویى كه نعمت دادى،تویى كه نیكى كردى،تویى كه زیبا نمودى،تویى كه افزون‏ نمودى،تویى كه كامل كردى،تویى كه روزى دادى،تویى كه موّفق نمودى،تویى كه عطا فرمودى،تویى كه بى‏نیاز نمودى،تویى كه ثروت بخشیدى،تویى كه پناه دادى،تویى كه كفایت‏ نمودى،تویى كه راهنمایى فرمودى،تویى كه حفظ كردى،تویى كه پرده‏پوشى نمودى،تویى كه آمرزیدى‏ تویى كه نادیده گرفتى،تویى كه قدرت دادى،تویى كه عزّت بخشیدى،تویى كه كمك كردى،تویى كه‏ مساعدت فرمودى،تویى كه تأیید نمودى،تویى كه نصرت دادى،تویى كه شفا بخشیدى،تویى كه سلامت كامل دادى،تویى كه گرامى داشتى،

فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْبٍ اِلى رَحِمٍ فى تَقادُمٍ مِنَ الاَْیّامِ الْماضِیَةِ وَالْقُرُونِ الْخالِیَةِ لَمْ تُخْرِجْنى لِرَاْفَتِكَ بى وَلُطْفِكَ لى وَاِحْسانِكَ اِلَىَّ فى دَوْلَةِ اَئِمَّةِ الْكُفْرِ الَّذینَ نَقَضُوا عَهْدَكَ وَكَذَّبُوا رُسُلَكَلكِنَّكَ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى سَبَقَلى مِنَ الْهُدَى الَّذى لَهُ یَسَّرْتَنى وَفیهِ اَنْشَاءْتَنى وَمِنْ قَبْلِ ذلِكَ رَؤُفْتَ بى بِجَمیلِ صُنْعِكَ وَسَوابِـغِ نِعَمِكَ فابْتَدَعْتَ خَلْقى مِنْ مَنِىٍّ یُمْنى وَاَسْكَنْتَنى فى ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَیْنَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ،

ایمنى بخشیدى همواره كوچ‏كننده بودم از صلبى به رحمى،درگذشته از ایام و قرنهاى پیشین،از باب رأفت و لطف و احسانى كه به من داشتى، مرا در حكومت پیشوایان كفر،آنان‏كه پیمانت را شكستند،و پیامبرانت را تكذیب كردند،به دنیا نیاوردى،ولى زمانى‏ به دنیا آوردى به خاطر آنچه در علمت برایم رقم خورده بود و آن عبارت بود از هدایتى كه مرا براى پذیرفتن آن آماده ساختى،و در عرصه گاهش نشود و نمایم‏ دادى،و پیش از آن هم با رفتار زیبایت،و نعمتهاى كاملت بر من مهر ورزیدى،در نتیجه وجودم را پدید آوردى از نطفه ریخته‏ شده و در تاریكیهاى سه‏گانه میان گوشت و خون و پوست جایم دادى،

لَمْ تُشْهِدْنى خَلْقى وَلَمْ تَجْعَلْ اِلَىَّ شَیْئاً مِنْ اَمْرى ثُمَّ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى سَبَقَ لى مِنَ الْهُدى اِلَى الدُّنْیا تآمّاً سَوِیّاً وَحَفِظْتَنى فِى الْمَهْدِ طِفْلاً صَبِیّاً وَرَزَقْتَنى مِنَ الْغِذآءِ لَبَناً مَرِیّاً وَعَطَفْتَ عَلَىَّ قُلُوبَ الْحَواضِنِ وَكَفَّلْتَنى الاُْمَّهاتِ الرَّواحِمَ وَكَلاَْتَنى مِنْ طَوارِقِ الْجآنِّ وَسَلَّمْتَنى مِنَ الزِّیادَةِ وَالنُّقْصانِفَتَعالَیْتَ یا رَحیمُ یا رَحْمنُ حتّى اِذَا اسْتَهْلَلْتُ ناطِقاً بِالْكَلامِ،

و مرا در آفرینش وجودم گواه نگرفتى، و چیزى از كار خلقتم را به من واگذار ننمودى،سپس براى آنچه در علمت از هدایتم گذشته بود مرا كامل میانه به دنیا آوردى،و در حال كودكى و خردسالى در میان گهواره محافظت نمودى،و از بین غذاها شیر گوارا نصیبم كردى،و دل دایه‏ها را بر من مهربان نمودى،و مادران پرمهر را به پرستارى‏ام گماشتى،و از آسیبهاى پریان نگهدارى فرمودى،و از زیادى و كمى سالمم داشتى،پس تو برترى اى مهربان،اى بخشنده،تا آنگاه كه آغاز به سخن‏ كردم.

اَتْمَمْتَ عَلَىَّ سَوابغَ الاِْ نْعامِ وَرَبَّیْتَنى زایِداً فى كُلِّ عامٍ حَتّى إ ذَا اكْتَمَلَتْ فِطْرَتى وَاعْتَدَلَتْ مِرَّتى اَوْجَبْتَ عَلَىَّ حُجَتَّكَ بِاَنْ اَلْهَمْتَنى مَعْرِفَتَكَ وَرَوَّعْتَنى بِعَجائِبِ حِكْمَتِكَ وَاَیْقَظْتَنى لِما ذَرَاْتَ فى سَمآئِكَوَاَرْضِكَ مِنْ بَدائِعِ خَلْقِكَ وَنَبَّهْتَنى لِشُكْرِكَ وَذِكْرِكَ وَاَوجَبْتَ عَلَىَّ طاعَتَكَ وَعِبادَتَكَ وَفَهَّمْتَنى ما جاَّءَتْ بِهِ رُسُلُكَ وَیَسَّرْتَ لى تَقَبُّلَ مَرْضاتِكَ وَمَنَنْتَ عَلَىَّ فى جَمیعِ ذلِكَ بِعَونِكَ وَلُطْفِكَ ثُمَّ اِذْ خَلَقْتَنى مِنْ خَیْرِ الثَّرى،

نعمتهاى كاملت را بر من تمام كردى،و مرا در هر سال با افزوده شدن به وجودم پرورش دادى،تا آفرینشم كامل‏ شد،و تاب و توانم معتدل گشت،حجّت را بر من واجب نمودى،چنان‏كه معرفتت را به من الهام فرمودى‏ و با شگفتیهاى حكمتت به هراسم افكندى،و به آنچه در آسمان و زمینت از پدیده هاى خلقت پدید آوردى بیدارم نمودى،به سپاسگذارى و یادت آگاهى‏ام دادى،و طاعت و عبادتت را بر من واجب نمودى،و آنچه را پیامبرانت آوردند به من فهماندى،و پذیرفتن خشنودى‏ات را بر من آسان كردى،و در تمام این امور به‏ یارى و لطفت بر من منّت نهادى،سپس وقتى كه مرا از بهترین خاك آفریدى،

لَمْ تَرْضَ لى یا اِلهى نِعْمَةً دُونَ اُخرى وَرَزَقْتَنى مِنْ اَنواعِ الْمَعاشِ وَصُنُوفِ الرِّیاشِ بِمَنِّكَ الْعَظیمِ الاَْعْظَمِ عَلَىَّ وَاِحْسانِكَ الْقَدیمِ اِلَىَّ حَتّى اِذا اَتْمَمْتَ عَلَىَّ جَمیعَ النِّعَمِ وَصَرَفْتَ عَنّى كُلَّ النِّقَمِ لَمْ یَمْنَعْكَ جَهْلى وَجُرْاءَتى عَلَیْكَ اَنْ دَلَلْتَنى اِلى ما یُقَرِّبُنى اِلَیْكَ وَوَفَّقْتَنى لِما یُزْلِفُنى لَدَیْكَ فَاِنْ دَعَوْتُكَ اَجَبْتَنى وَاِنْ سَئَلْتُكَ اَعْطَیْتَنى وَاِنْ اَطَعْتُكَ شَكَرْتَنى وَاِنْ شَكَرْتُكَ زِدْتَنى،

برایم نپسندیدى اى معبود من نعمتى‏ را بدون نعمتى دیگر،و از انواع وسایل زندگى،و اقسام بهره‏ها نصیب من فرمودى،و این بخاطر نعمت‏بخشى‏ بزرگ و بزرگتر و احسان دیرینه‏ات بر من بود،تا جایى كه همه نعمتها را بر من كامل نمودى،و تمام بلاها را از من بازگرداندى،نادانى و گستاخى‏ام بر تو،بازت نداشت،از این كه مرا به آنچه به تو نزدیك مى‏كند راهنمایى كردى، و به آنچه مرا به پیشگاهت مقرّب مى‏نماید توفیق دادى،پس اگر بخوانمت،اجابتم نمایى،و اگر از تو درخواست نمایم،عطایم كنى،و اگر اطاعتت‏ كنم قدردانى فرمایى،و اگر به شكرت برخیزم بر نعمتم بیفزایى،

كُلُّ ذلِكَ اِكْمالٌ لاَِنْعُمِكَ عَلَىَّ وَاِحْسانِكَ اِلَىَّ فَسُبْحانَكَ سُبْحانَكَ مِنْ مُبْدِئٍ مُعیدٍ حَمیدٍ مَجیدٍ تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُكَ وَعَظُمَتْ الاَّؤُكَ فَاءَىَُّ نِعَمِكَ ی ا اِلهى اُحْصى عَدَداً وَذِكْراً اءَمْ اَىُّ عَطـایاكَ اءَقُومُ بِها شُكْراً وَهِىَ یا رَبِّ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ یُحْصِیَهَا الْعآدّوُنَ اءَوْ یَبْلُغَ عِلْماً بِهَا الْحافِظُونَ ثُمَّ ما صَرَفْتَ وَدَرَاءْتَ عَنّى اَللّهُمَّ مِنَ الضُرِّ وَالضَّرّآءِ اءَكْثَرُ مِمّا ظَهَرَ لى مِنَ الْعافِیَةِ وَالسَّرّآءِ وَاَنـَا اَشْهَدُ یا اِلهى بِحَقیقَةِ ایمانى،

همه اینها كامل كردن نعمتهایت بر من و احسانت به سوى‏ من است،پس منزّهى تو،منزّهى تو،كه آفریننده‏اى،و بازگرداننده‏اى،و ستوده‏اى و بزرگوارى،نامهایت مقدس است،و نعمتهایت بزرگ،خدایا كدامیك از نعمتهایت را به شماره آورم و یاد كنم،یا براى كدمیك از عطاهایت به سپاسگذارى برخیزم درحالى‏كه پروردگارا، بیش از آن است كه شماره‏گران برشمارند،یا اینكه یاد دارندگان در دانش به آنها برسند،آنگاه اى خدا،آنچه از بدحالى و پریشانى‏ از من بازگرداندى و دور كردى،از آنچه از سلامتى كامل و خوشحالى برایم نمایان شد،بیشتر است،معبودا،من گواهیى‏ مى‏دهم به حقیقت ایمانم،

وَعَقْدِ عَزَماتِ یَقینى وَخالِصِ صَریحِ تَوْحیدى وَباطِنِ مَكْنُونِ ضَمیرى وَعَلائِقِ مَجارى نُورِ بَصَرى وَاَساریرِ صَفْحَةِ جَبینى وَخُرْقِ مَسارِبِ نَفْسى وَخَذاریفِ مارِنِ عِرْنینى وَمَسارِبِ سِماخِ سَمْعى وَما ضُمَّتْ وَاَطْبَقَتْ عَلَیْهِ شَفَتاىَ وَحَرَكاتِ لَفْظِ لِسانى وَمَغْرَزِ حَنَكِ فَمى وَفَكّى،

و باور تصمیمات یقینم،و یكتاپرستى بى‏شائبه صریحم و درون پوشیده نهادم،و آویزه‏هاى راههاى نور چششم،و چینهاى صفحه پیشانى‏ام،و روزنه‏هاى راههاى نفسم،و پرّه‏هاى نرمه تیغه بینى‏ام،و حفره‏هاى پرده شنوایى‏ام،و آنچه كه ضمیمه‏ شده و بر ان بر هم نهاده دو لبم،و حركتهاى سخن زبانم،و جاى فرو رفتگى سقف دهان و آرواره‏ام،و محل‏ روییدن دندانهایم،

وَمَنابِتِ اَضْراسى وَمَساغِ مَطْعَمى وَمَشْرَبى وَحِمالَةِ اُمِّ رَاءْسى وَبُلُوعِ فارِغِ حَباَّئِلِ عُنُقى وَمَا اشْتَمَلَ عَلیْهِ تامُورُ صَدْرى وَحمائِلِ حَبْلِ وَتینى وَنِیاطِ حِجابِ قَلْبى وَاءَفْلاذِ حَواشى كَبِدى وَما حَوَتْهُ شَراسیفُ اَضْلاعى وَحِقاقُ مَفاصِلى وَقَبضُ عَوامِلى وَاَطرافُِ اَنامِلى وَلَحْمى وَدَمى وَشَعْرى وَبَشَرى وَعَصَبى وَقَصَبى وَعِظامى وَمُخّى وَعُرُوقى وَجَمیعُِ جَوارِحى وَمَا انْتَسَجَ عَلى ذلِكَ اَیّامَ رِضاعى وَما اَقلَّتِ الاَْرْضُ مِنّى وَنَوْمى وَیَقَظَتى وَسُكُونى وَحَرَكاتِ رُكُوعى وَسُجُودى ،

و جاى گوارایى خوراك و آشامیدنى‏ام،و بار بر مغز سرم‏ و رسایى رگهایى طولانى گردنم،و آنچه را قفسه سینه‏ام در برگرفته،و بندهاى‏ پى شاهرگم،و آویخته‏هاى پرده دلم،و قطعات كناره‏هاى كبدم،و آنچه را در برگرفته غضروفهاى‏ دنده‏هایم،و جایگاههاى مفاصلم،و پیوستگى پاهایم،و اطراف انگشتانم،و گوشتم،و خونم، و مویم،و پوستم،و عصبم،و نایم،و استخوانم،و مغزم،و رگهایم7و تمام اعضایم، و آنچه در ایام شیرخوارگى بر آنها بافته شد،و آنچه زمین از سنگینى من برداشته،و خوابم و بیدارى‏ام و سكونم،و حركات ركوع و سجودم،

اَنْ لَوْ حاوَلْتُ وَاجْتَهَدْتُ مَدَى الاَْعصارِ وَالاَْحْقابِ لَوْ عُمِّرْتُها اَنْ اءُؤَدِّىَ شُكْرَ واحِدَةٍ مِنْ اءَنْعُمِكَ مَا اسْتَطَعْتُ ذلِكَ اِلاّ بِمَنِّكَ الْمُوجَبِ عَلَىَّ بِهِ شُكْرُكَ اَبَداً جَدیداً وَثَنآءً طارِفاً عَتیداً اَجَلْ وَلوْ حَرَصْتُ اَنـَا وَالْعآدُّونَ مِنْ اَنامِكَ اءَنْ نُحْصِىَ مَدى اِنْعامِكَ سالِفِهِ وَ انِفِهِ ما حَصَرْناهُ عَدَداً وَلا اَحْصَیناهُ اَمَداًهَیْهاتَ اءنّى ذلِكَ وَاَنْتَ الْمُخْبِرُ فى كِتابِكَ النّاطِقِ،

خلاصه با تمام این امور گواهى مى‏دهم بر اینكه اگر به حركت مى‏آمدم و طول‏ روزگاران،و زمانهاى بس دراز مى‏كوشیدم،بر فرض كه آن همه زمان را عمر مى‏كردم،كه شكر یكى از نعمتهایت را بجا آورم نخواهم توانست،جز با منتّت كه به سبب آن شكرت بر من واجب مى‏شود،شكرى دایم و نو،و ثنایى تازه و فراهم.آرى‏ اگر من و همه شمارش‏گران از آفریدگانت،حرص ورزیم كه نهایت نعمتهایت،از نعمتهاى سابقه‏دار و بى‏سابقه‏ات را برشماریم،هرگز نمى‏توانیم به شماره آوریم،و نه اندازه آن را حصا كنیم،چه دور است چنین چیزى چگونه ممكن است؟و حال آنكه تو در كتاب‏ گویایت،

وَالنَّبَاءِ الصّادِقِ وَاِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ الله لا تُحْصُوها صَدَقَ كِتابُكَ اْللّهُمَّ وَاِنْبآؤُكَ وَبَلَّغَتْ اَنْبِیآؤُكَ وَرُسُلُكَ ما اَنْزَلْتَ عَلَیْهِمْ مِنْ وَحْیِكَ وَشَرَعْتَ لَهُمْ وَبِهِمْ مِنْ دینِكَ غَیْرَ اءَنّى یا اِلهى اَشْهَدُ بِجَُهْدى وَجِدّى وَمَبْلَغِ طاعَتى وَوُسْعى وَاءَقُولُ مُؤْمِناً مُوقِناً اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً فَیَكُونَ مَوْرُوثاً وَلَمْ یَكُنْ لَهُ شَریكٌ فى مُلْكِهِ فَیُضآدَُّهُ فیَما ابْتَدَعَ،

و خبر صادقانه‏ات اعلام كرده‏اى:اگر نعمتهاى خدا را برشمارید،قدرت شمارش آن را ندارید.خدایا كتابت راست گفته، و اخبارت صادقانه است،و پیامبرانت و رسولانت به مردم رساندند،آنچه را از وحیت بر آنان نازل كردى.و براى آنان و به وسیله‏ آنان از دینت شریعت ساختى،معبودا من گواهى مى‏دهم به تلاش و كوششم،و به قدر رسایى طاعت و ظرفیتم،و از باب‏ ایمان و یقین مى‏گویم:سپاس خداى را كه فرزندى نگرفته،تا از او ارث برند،و براى او در فرمانروایى‏اش شریكى نبوده‏ تا با او در آنچه پدید آورده مخالفت كند،

وَلا وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ فَیُرْفِدَهُ فیما صَنَعَ فَسُبْحانَهُ سُبْحانَهُ لَوْ كانَ فیهِما الِهَةٌ اِلا الله لَفَسَدَتا وَتَفَطَّرَتا سُبْحانَ الله الْواحِدِ الاَْحَدِ الصَّمَدِ الَّذى لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ اَلْحَمْدُ لله حَمْداً یُعادِلُ حَمْدَ مَلاَّئِكَتِهِ الْمُقَرَّبینَ وَاَنْبِی آئِهِ الْمُرْسَلینَ وَصَلَّى الله عَلى خِیَرَتِهِ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَآلِهِ الطَّیـِبـیـنَ الطـّاهـِریـنَ الْمـُخـلَصـیـنَ وَسـَلَّمَ

و سرپرستى از خوارى برایش نبوده،تا او را در آنچه ساخته یارى دهد،پس منزّه است او،منزّه است او،اگر در آسمان‏ و زمین معبودهایى جز خدا بود،هر آینه هر دو تباه مى‏شدند و متلاشى مى‏گشتند،منزّه است خداى یگانه یكتا،و بى‏نیاز،كه نزاده،و زاده‏ نشده و احدى همتایش نبوده است.سپاس خداى را،سپاسى كه برابرى كند با سپاس فرشتگان مقرّب،و انبیاى‏ مرسلش را،و درود و سلام خدا بر بهترین برگزیده از خلقش محمّد خاتم پیامبران،و اهل بیت پاك و پاكیزه و ناب گشته او باد.

آنگاه آن حضرت،شروع به درخواست از خدا كرد،و در دعا اهتمام ورزید،و درحالى‏كه‏ اشك از دیده‏هاى مباركش جارى بود،دعا را به این صورت ادامه داد:

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاكَ كَانّى اَراكَ وَاَسْعِدْنى بِتَقویكَ وَلا تُشْقِنى بِمَعْصِیَتِكَ وَخِرْلى فى قَضآئِكَ وَبارِكْ لى فى قَدَرِكَ حَتّى لا اءُحِبَّ تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ وَلا تَاْخیرَ ما عَجَّلْتَ اَللّهُمَّ اجْعَلْ غِناىَ فى نَفْسى وَالْیَقینَ فى قَلْبى وَالاِْخْلاصَ فى عَمَلى وَالنُّورَ فى بَصَرى وَالْبَصیرَةَ فى دینى وَمَتِّعْنى بِجَوارِحى وَاجْعَلْ سَمْعى وَبَصَرى اَلْوارِثَیْنِ مِنّى وَانْصُرْنى عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَاَرِنى فیهِ ثارى وَمَـاءرِبى وَاَقِرَّ بِذلِكَ عَیْنى اَللَّهُمَّ اكْشِفْ كُرْبَتى وَاسْتُرْ عَوْرَتى وَاْغْفِرْ لى خَطیَّئَتى وَاخْسَاءْ شَیْطانى وَفُكَّ رِهانى،

خدایا چنانم كن كه از تو بترسم گویا كه تو را مى‏بینم،و با پرهیزگارى مرا خوشبخت گردان،و به نافرمانى‏ات بدبختم مكن،و خیر در قضایت را برایم اختیار كن،و به من در تقدیرت بركت ده،تا تعجیل آنچه را تو به تأخیر انداختى نخواهم،و تأخیر آنچه را تو پیش انداختى میل نكنم.خدایا قرار ده،بى‏نیازى را در ذاتم،و یقین را در دلم،و اخلاص را در عملم، و نور را در دیده‏ام،و بصیرت را در دینم و مرا به اعضایم بهره‏مند كن،و گوش و چشمم را دو وارث‏ من گردان،و مرا بر آن‏كه به من ستم روا داشته پیروز فرما،و در رابطه با او انتقام و هدفم را نشانم ده،و چشمم را بدین‏سبب‏ روشن گردان.خدایا گرفتارى‏ام را برطرف كن،و زشتى‏ام را بپوشان،و خطایم را بیامرز و شیطانم را بران‏ و دینم را ادا كن،

وَاْجَعْلْ لى یا اِلهى الدَّرَجَةَ الْعُلْیا فِى الاْ خِرَهِ وَالاُْوْلى اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنى فَجَعَلْتَنى سَمیعاً بَصیراً وَلَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنى فَجَعَلْتَنى خَلْقاً سَوِیّاً رَحْمَهً بى وَقَدْ کُنْتَ عَنْ خَلْقى غَنِیّاً رَبِّ بِما بَرَاءْتَنْى فَعَدَّلْتَ فِطْرَتى رَبِّ بِما اَنْشَاءْتَنى فَاَحْسَنْتَ صُورَتى رَبِّ بِما اَحْسَنْتَ اِلَىَّ وَفى نَفْسى عافَیْتَنى رَبِّ بِما کَلاَْتَنى وَوَفَّقْتَنى رَبِّ بِما اَنـَعْمَتَ عَلَىَّ فَهَدَیْتَنى رَبِّ بِما اَوْلَیْتَنى وَمِنْ کُلِّ خَیْرٍ اَعْطَیْتَنى رَبِّ بِما اَطْعَمْتَنى وَسَقَیْتَنى رَبِّ بِما اَغْنَیْتَنى وَاَقْنَیْتَنى رَبِّ بِما اَعَنْتَنى وَاَعْزَزْتَنى،

و برایم معبودا در آخرت و دنیا درجه‏اى برتر قرار ده،خدایا تو را سپاس،مرا آفریدى،و شنواوبینا قرار دادى،و تو را سپاس كه مرا پدید آوردى،و از روى رحمت،آفریده‏اى‏ متناسب قرار دادى،درحالى‏كه از آفرینش من بى‏نیاز بودى،پروردگارا به اینكه مرا پدید آوردى.پس در خلقتم تناسب نهادى،پروردگارا به اینكه‏ آفرینشم را آغاز نمودى،و صورتم را نیكو نمودى،پروردگارا به اینكه به من احسان كردى و در خویشتنم عافیت نهادى،پروردگارا به اینكه‏ محافظتم تمودى و موّفقم داشتى،پروردگارا به اینكه بر من نعمت بخشیدى و راهنمایى‏ام نمودى،پروردگارا به اینكه سزاوار احسانم كردى،و از هر خیرى‏ عطایم كردى،پروردگارا به اینكه مرا خوراندى و نوشاندى،پروردگارا به اینكه بى‏نیازم ساختى و اندوخته‏ام بخشیدى،پروردگارا به اینكه‏ یارى‏ام نمودى و عزّتم بخشیدى،

رَبِّ بِما اَلْبَسْتَنى مِنْ سِتْرِکَ الصّافى وَیَسَّرْتَ لى مِنْ صُنْعِکَ الْکافى صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَعِنّى عَلى بَواَّئِقِ الدُّهُورِ وَصُرُوفِ اللَّیالى وَالاَْیّامِ وَنَجِّنى مِنْ اَهْوالِ الدُّنْیا وَکُرُباتِ الاْ خِرَهِوَاکْفِنى شَرَّ ما یَعْمَلُ الظّالِمُونَ فِى الاَْرْضِ اَللّهُمَّ ما اَخافُ فَاکْفِنى وَما اَحْذَرُ فَقِنى وَفى نَفْسى وَدینى فَاحْرُسْنى وَفى سَفَرى فَاحْفَظْنى وَفى اَهْلى وَمالى فَاخْلُفْنى وَفیما رَزَقْتَنى فَبارِکْ لى وَفى نَفْسى فَذَلِّلْنى وَفى اَعْیُنِ النّاسِ فَعَظِّمْنى وَمِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ فَسَلِّمْنى وَبِذُنُوبى فَلا تَفْضَحْنى وَبِسَریرَتى فَلا تُخْزِنى وَبِعَمَلى فَلا تَبْتَلِنى وَنِعَمَکَ فَلا تَسْلُبْنى وَاِلى غَیْرِکَ فَلا تَکِلْنى. اِلهى اِلى مَنْ تَکِلُنى؟

پروردگارا به اینكه به من پوشاندى،از پوشش با صفایت و بر من آسان نمودى،از رفتار كفایت‏كننده‏ات،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر بلاهاى روزگار،و حوادث شبها و روزها یارى ده،و از هراسهاى دنیا،و گرفتاریهاى آخرت نجات ده،و مرا از شرّ آنچه ستمگران در زمین انجام مى‏دهند كفایت كن،خدایا از آنچه مى‏ترسم مرا بس باش و از آنچه حذر مى‏كنم نگهدارى كن،و در نفسم و دینم از من نگهبانى فرما و مرا در سفرم نگهدار،و در خاندان و مالم جانشین باش،و مرا در آنچه نصیبم فرمودى بركت ده،و در نزد خویش خوارم ساز،و در دیدگان مردم بزرگم كن،و از شرّ جن و انس سالمم بدار و به گناهانم‏ رسوایم مساز،و به باطنم سبكم منما،و به عملم دچارم مكن،و مرا از نعمتایت محروم مفرما،و به غیر خود واگذارم مكن.خدایا،مرا به كه واگذار مى‏كنى؟

اِلى قَریبٍ فَیَقْطَعُنى اَمْ اِلى بَعیدٍ فَیَتَجَهَّمُنى اَمْ اِلَى الْمُسْتَضْعَفینَ لى وَاَنْتَ رَبّى وَمَلیکُ اَمْرى اَشْکُو اِلَیْکَ غُرْبَتى وَبُعْدَ دارى وَهَوانى عَلى مَنْ مَلَّکْتَهُ اَمْرى اِلهى فَلا تُحْلِلْ عَلَىَّ غَضَبَکَ فَاِنْ لَمْ تَکُنْ غَضِبْتَ عَلَىَّ فَلا اُبالى سُبْحانَکَ غَیْرَ اَنَّ عافِیَتَکَ اَوْسَعُ لى فَاَسْئَلُکَ یا رَبِّ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذى اَشْرَقَتْ لَهُ الاَْرْضُ وَالسَّمواتُوَکُشِفَتْ بِهِ الظُّلُماتُ.

به نزدیك تا با من به دشمنى برخیزد،یا به بیگانه تا با من با ترش‏رویى برخورد كند یا به آنان‏كه خوارم مى‏شمرند؟،و حال اینكه تو خداى من،و زمامدار كار منى.من به تو شكایت مى‏كنم،از غربتم،و دورى‏ خانه آخرتم،و سبكى‏ام نزد كسى‏كه اختیار كارم را به او دادى.خدایا غضبت را بر من فرود نیاور،اگر در مقام خشم كردن‏ بر من نباشى،از غیر تو باك ندارم،منزّهى تو،جز اینكه عافیتت بر من گسترده‏تر است،از تو درخواست مى‏كنم پروردگارا به نور جمالت،كه زمین و آسمانها به آن روشن گشت،و تاریكیها به آن برطرف شد،

وَصَلَُحَ بِهِ اَمْرُ الاَْوَّلینَ وَالاْ خِرینَ اَنْ لا تُمیتَنى عَلى غَضَبِکَ وَلا تُنْزِلَْ بى سَخَطَکَ لَکَ الْعُتْبى لَکَ الْعُتْبى حَتّى تَرْضى قَبْلَ ذلِک لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرامِ وَالْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَالْبَیْتِ الْعَتیقِ الَّذى اَحْلَلْتَهُ الْبَرَکَهَ وَجَعَلْتَهُ لِلنّاسِ اَمْناً یا مَنْ عَفا عَنْ عَظیمِ الذُّنُوبِ بِحِلْمِهِ یا مَنْ اَسْبَغَ النَّعْمآءَ بِفَضْلِهِ یا مَنْ اَعْطَى الْجَزیلَ بِکَرَمِهِ یا عُدَّتى فى شِدَّتى یا صاحِبى فى وَحْدَتى یا غِیاثى فى کُرْبَتى یا وَلِیّى فى نِعْمَتى یا اِلـهى وَاِلـهَ آبائى اِبْراهیمَ وَاِسْماعیلَ وَاِسْحقَ وَیَعْقُوبَ وَرَبَّ جَبْرَئیلَ وَمیکائیلَ وَاِسْرافیلَ وَربَّ مُحَمَّدٍ خاتِمِ النَّبِیّینَ وَ الِهِ الْمُنْتَجَبینَ وَمُنْزِلَ التَّوریهِ وَالاِْ نْجیلِ وَالزَّبُورِ وَالْفُرْقانِ وَمُنَزِّلَ کـهیَّعَّصَّ وَطـه وَیسَّ وَالْقُرآنِ الْحَکیمِ

و كار گذشتگان و آیندگان به وسیله آن به اصلاح رسید،كه مرا بر خشمت نمیرانى،و ناخشنودى‏ات را بر من فرود نیاورى، خشنودى حق توست،خشنودى حق توست،تا پیش از ان راضى شوى،معبودى جز تو نیست،پروردگار خانه محترم، و مشعر الحرام،و خانه كعبه كه بركت را در آن نازل فرمودى،و آن را براى مردم ایمن ساختى،اى‏ آن‏كه با بردبارى‏اش از گناهان بزرگ گذشت،اى آن‏كه با فضلش نعمتها را كامل ساخت،اى آن‏كه با كرمش گسترده و فراوان عطا كرد،اى توشه‏ام در سختیها،اى همراهم در تنهایى،اى فریادرسم در گرفتاریها،اى سرپرستم در نعمتها،اى خداى من و خداى پردانم ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب،و پروردگار جبراییل‏ و میكاییل و اسرافیل و پروردگار محمّد خاتم پیامبران و اهل بیت برگزیده‏اش و نازل‏كننده‏ تورات و انجیل و زبور و قرآن و فروفرستنده كهیعص و طه و یس و قرآن حكیمتَبارَکْتَ وَتَعالَیْتَ فَلَکَ الْحَمْدُ دآئِماً وَلَکَ الشُّکْرُ واصِباً اَبَداً ثُمَّ اَنـَا یا اِلهىَ الْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبى فَاغْفِرْها لى اَنـَا الَّذى اَسَاْتُ اَنـَاالَّذى اَخْطَاْتُ اَنـَاالَّذى هَمَمْتُ اَنـَاالَّذى جَهِلْتُ اَنـَاالَّذى غَفَلْتُ اَنـَا الَّذى سَهَوْتُ اَنـَا الَّذِى اعْتَمَدْتُ اَنـَا الَّذى تَعَمَّدْتُ اَنـَا الَّذى وَعَدْتُ وَاَنـَاالَّذى اَخْلَفْتُ اَنـَاالَّذى نَکَثْتُ اَنـَا الَّذى اَقْرَرْتُ اَنـَا الَّذِى اعْتَرَفْتُ بِنِعْمَتِکَ عَلَىَّ وَعِنْدى وَاَبوُءُ بِذُنُوبى فَاغْفِرْها لى یا مَنْ لا تَضُرُّهُ ذُنُوبُ عِبادِهِ وهُوَ الَغَنِىُّ عَنْ طاعَتِهِمْ وَالْمُوَفِّقُ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْهُمْ بِمَعُونَتِهِ وَرَحْمَتِهِ فَلَکَ الْحَمْدُ اِلـهى وَسَیِّدى اِلـهى اَمَرْتَنى فَعَصَیْتُکَ وَنَهَیْتَنى فَارْتَکَبْتُ نَهْیَکَ،

بزرگ و برترى،حمد و شكر همیشگى توراست، سپس من معبودا اعتراف‏كننده به گناهانم هستم،پس مرا بیامرز،منم كه بد كردم،منم‏ كه خطا كردم،منم كه قصد گناه كردم،منم كه نادانى نمودم،منم كه غفلت ورزیدم،منم كه اشتباه‏ كردم،منم كه به غیر تو اعتماد كردم،منم كه در گناه تعمّد داشتم،منم كه وعده كردم،منم كه وعده شكستم، منم كه پیمان‏شكنى نمودم،منم كه اقرار كردم،منم كه به نعمتت بر خود و پیش خود اعتراف كردم،و به گناهانم‏ اقرار مى‏كنم،پس مرا بیامر،اى آن‏كه گناهان بندگانش به او زیانى نرساند،و او بى‏نیاز از طاعت آنان است،و توفیق‏دهنده كسى‏ كه از آنان به كمك و رحمتش عمل شایسته بجا آورد،تو را سپاس اى معبود من و آقاى من،و خداى من،فرمان دادى فرمانت‏ نخواندم،نهیم نمودى،مرتكب نهیت شدم،

فَاَصْبَحْتُ لا ذا بَر آءَهٍ لى فَاَعْتَذِرَُ وَلاذا قُوَّهٍ فَاَنْتَصِرَُ فَبِاءَىِّ شَىْءٍ اَسْتَقْبِلُکَ یا مَوْلاىَ اَبِسَمْعى اَمْ بِبَصَرى اَمْ بِلِسانى اَمْ بِیَدى اَمْ بِرِجْلى اَلـَیْسَ کُلُّها نِعَمَکَ عِندى وَبِکُلِّها عَصَیْتُکَ یا مَوْلاىَ فَلَکَ الْحُجَّهُ وَالسَّبیلُ عَلَىَّ یا مَنْ سَتَرَنى مِنَ الاْ باءِ وَالاُْمَّهاتِ اَنْ یَزجُرُونى وَمِنَ الْعَشائِرِ وَالاِْخْوانِ اَنْ یُعَیِّرُونى وَمِنَ السَّلاطینِ اَنْ یُعاقِبُونى وَلَوِ اطَّلَعُوا یا مَوْلاىَ عَلى مَا اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنّى اِذاً ما اَنْظَرُونى وَلَرَفَضُونى وَقَطَعُونى فَها اَنـَا ذا یا اِلـهى بَیْنَ یَدَیْکَ یا سَیِّدى،

اكنون چنانم،كه نه دارنده زمینه برائتم تا عذرخواهى كنم،و نه داراى قدرتم،تا یارى ستانم،اى مولاى‏ من با چه وسیله‏اى با تو روبرو شوم؟،آیا با گوشم،یا با دیده‏ام،یا با زبانم،یا با دستم،یا با پایم، آیا این همه نعمتهاى تو نزد من نیست؟و من به همه اینها تو را معصیت كردم،اى مولاى من،تو را بر من حجّت و راه است، اى آن‏كه مرا از پدران و مادران پوشاند،از اینكه مرا از خود برانند،و از خویشان و برادران،از اینكه مرا سرزنش كنند،و از پادشاهان از اینكه مجازاتم نمایند،مولاى من اگر اینان آگاه مى‏شدند،بر آنچه تو بر آن از من‏ مى‏دانى،در این صورت مهلتم نمى‏دانند،و مرا تنها مى‏گذاردند،و از من مى‏بریدند،هم اینك اى خداى من در برابرت هستم،اى‏ آقاى من،

خاضِعٌ ذَلیلٌ حَصیرٌ حَقیرٌ لا ذُو بَر آئَهٍ فَاَعْتَذِرَُ وَلا ذُو قُوَّهٍ فَاَنْتَصِرَُ وَلا حُجَّهٍ فَاَحْتَجَُّ بِها وَلا قائِلٌ لَمْ اَجْتَرِحْ وَلَمْ اَعْمَلْ سُوَّءاً وَما عَسَى الْجُحُودَ وَلَوْ جَحَدْتُ یا مَوْلاىَ یَنْفَعُنى کَیْفَ وَاَنّى ذلِکَ وَجَوارِحى کُلُّها شاهِدَهٌ عَلَىَّ بِما قَدْ عَمِلْتُ وَعَلِمْتُ یَقیناً غَیْرَ ذى شَکٍّ اَنَّکَ سآئِلى مِنْ عَظایِمِ الاُْمُورِ وَاَنَّکَ الْحَکَمُ الْعَدْلُ الَّذى لا تَجُورُ وَعَدْلُکَ مُهْلِکى وَمِنْ کُلِّ عَدْلِکَ مَهْرَبى فَاِنْ تُعَذِّبْنى یا اِلـهى فَبِذُنُوبى بَعْدَ حُجَّتِکَ عَلَىَّ وَاِنْ تَعْفُ عَنّى فَبِحِلْمِکَ وَجُودِکَ وَکـَرَمـِکَ لا اِلهَ اِلاّ اَنـْتَ سـُبـْحانـَکَ اِنـّى کـُنـْتُ مـِنَ الظّالِمـیـنَ ،

فروتن و خوار،درمانده و كوچك،نه دارنده زمینه برائتم،تا عذرخواهى كنم،و نه نیروى كه یارى بطلبم،و نه دلیلى كه با آن احتجاج نمایم،و نه گوینده‏اى هستم كه گناه و كار بد نكرده باشم،انكار گناه كجا؟بر فرض اگر انكار مى‏كردم، چه سود مى‏داد،چگونه؟و چسان این معنا ممكن شود،و حال آنكه همه اعضایم بر آنچه عمل كردم بر من گواهند به یقین‏ دانستم بدون تردید.كه تو از كارهاى بزرگ من پرسنده‏اى،و تو حاكم عدالت‏پیشه‏اى هستى كه در حكم‏ و داورى ستم نمى‏كنى،و عدالت تو هلاك‏كننده من است،و من از همه عدالت تو گریزانم،معبودا اگر مرا عذاب كنى،به خاطر گناهان‏ من است پس از حجّتى كه بر من دارى،و اگر از من درگذرى،به سب بردبارى و جود و كرم توست،معبودى جز تو نیست من از ستمكارانم،

+
-
ادامه مطلب
ما را در تلگرام دنبال کنید ...


:: مرتبط با: ▲ متفرقه ▼ ,
:: برچسب‌ها: دعای عرفه ,
:: لینک های مرتبط: منبع ,

برای آنها که تصمیمات مهم می‌گیرند، زندگی می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. معنا و مفهوم زندگی شما همان چیزی است که خودتان هر روز با اعمال و افکارتان می‌سازید. زندگی از انتخاب‌های شما تشکیل می‌شود و تصمیم‌گیری اهمیت زیادی دارد زیرا هر انتخاب شما هم عواقب و هم فوایدی به دنبال دارد؛ سعی کنید همیشه قبل از هر تصمیم این دو را در نظر بگیرید. 

+
-
ادامه مطلب
ما را در تلگرام دنبال کنید ...


:: مرتبط با: ▲ متفرقه ▼ ,
:: برچسب‌ها: موفقیت , شادی , لذت بردن از زندگی ,
:: لینک های مرتبط: منبع ,
 

 


 
  • کل بازدید:
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل مطالب :
    آخرین بازدید :
  •